آشنایی با حرکات مردم فرانسه (قسمت اول)

 

La bise  يا  le bisouميشه بوس و Faire la bise هم به معني روبوسيه . دوستان و آشنايان تو فرانسه وقتي به هم ميرسن، بسته به ميزان آشنايي صورت همديگه رو چند بار بوس ميكنن. اگه دو نفر رو نفر ثالثي به هم معرفي كنه، باز هم ممكنه اونا با هم روبوسي كنند. مخصوصا در مورد بچه ها و نوجونا.

 

 

تعداد بوسه ها و طرفي كه روبوسي شروع ميشه، گذشته از هر ناحيه و منطقه، به فاكتورهاي زياد ديگه اي هم مربوطه كه شرحش مشكله. دوتا بوسه (هر كدوم به يه طرف صورت) رايج ترين شكله. هرچند تو سواحل مديترانه اي جنوب فرانسه سه بار و تو شهر نانتس (Nantes) چهار دفعه، رايجه .

اگه اين موضوع گيجتون ميكنه كه بلاخره بايد چيكار كنيد، بهترين چاره اش اينه كه موقع برخورد، وايستيد و اختيار رو بديد به طرف فرانسويتون كه هر چند دفعه ميخاد روبوسي كنه!

 

 

از دست دادن (Se serrer la main) وقتي استفاده كنيد كه يه نفر رو براي اولين بار ميبينيد، مخصوصا تو امر بازرگاني و تجارت. اين كار هم موقع رسيدن هم موقع جداشدن  انجام ميشه. دست دادن فرانسويها خيلي سريع و سبكه. بالا پايين نميكنن و دست رو محكم فشار نميدن .

 

 

اگه دستشون گير باشه، كثيف يا خيس باشه، ممكنه انگشت يا آرنجشونو براي گرفتن بهتون پيشنهاد كنن .

 

 

 

دو شخصيت

 

 

Double Je به معني «من دوبله» هست اما با توجه به متن آهنگ ميشه اونو «دو شخصيت» از نظر رواني ترجمه كرد. شخصيت اول ميخاد تمام ماجراهارو تجربه كنه اما شخصيت دوم ميترسه و طفره ميره.

خانم Christophe Willem اين ترانه رو خونده كه اميدوارم ازش خوشتون بياد .

 

دريافت ترانه Double Je

 


Quand je serai grand, je serai Bee Gees
Ou bien pilote de formule 1
En attendant je me déguise
C’est vrai que tous les costumes me vont bien
Le rouge le noir
Le blues l’espoir
Et moi
De toutes les couleurs j’aime en voir
C’est comme ça qu’est ce que j’y peux
C’est comme ça qu’est ce que j’y peux
(Faudrait savoir ce que tu veux)

(Faudrait savoir ce que tu veux)
….

 

وقتي من بزرگ بشم يه بي جيز* ميشم.

يا راننده فرمول يك  (مسابقه اتومبيلراني)

در اين حين خودمو ميپوشونم

درسته، هر لباسي بهم مياد

قرمز، سياه

افسردگي، اميد

و من

من ديدن همه اين رنگها رو دوست دارم (ميخوام همه اين ماجراها رو تجربه كنم)

اينطوريه، كاريش نميتونم بكنم

اينطوريه، كاريش نميتونم بكنم

(تا حدي ميدوني تو چي ميخاي)

(تا حدي ميدوني تو چي ميخاي)

...


Oui
Quand je serai grand ce sera facile
Enfin je saurai qui je suis
Mais En attendant je me défile
C’est vrai
Je me dérobe et je me fuis
Je pleurs,
je ris,
J’ai peur,
Envie,
Je sais De toutes les couleurs, je vais en voir

آره

وقتي بزرگ بشم، آسون ميشه

در نهايت ميفهمم كي هستم

اما در همين حين صرف نظر ميكنم

درسته

طفره ميرم و از خودم فرار ميكنم

گريه ميكنم

ميخندم

ترسيدم

ميخامش

ميدونم كه ميخام همه رنگها رو ببينم (همه ماجراها رو تجربه كنم)


A qui la faute ?
Je suis l’un et l’autre
Double je
A qui la faute ?
Je suis l’un et l’autre

مقصر كيه؟

منم و يكي ديگه

دو شخصيت

كي مقصره؟

منم و يكي ديگه

_____________________________

 

* Bee Geesگروه موفق دهه 80 با ترانه معروف Staying alive

 

آب نباتهاي جايزه دار...

  

Mistral Gagnant  اسم ترانه آروم و زيباييه از Renaud كه متن قشنگيم داره .

Gagnant يه نوع آب نباته كه بعضيهاش جايزه داره و اگه برنده بشيد يكي ديگه مجاني بهتون ميدن!

اين ترانه رو Renaud واسه دخترش ميخونه و از خاطرات كودكيش براش ميگه و تعريف ميكنه كه چطور زمان سريع ميگذره و با خودش خنده هاي كودكانه اونو خواهد برد .

 

فايل صوتيشو از اينجا بگيريد.

 

 

A m'asseoir sur un banc cinq minutes avec toi
Et regarder les gens tant qu'y en a
Te parler du bon temps qu'est mort ou qui r'viendra
En serrant dans ma main tes p'tits doigts
Puis donner à bouffer à des pigeons idiots
Leur filer des coups d' pieds pour de faux
Et entendre ton rire qui lézarde les murs
Qui sait surtout guérir mes blessures
Te raconter un peu comment j'étais mino
Les bonbecs fabuleux qu'on piquait chez l' marchand
Car-en-sac et Minto, caramel à un franc

Et les mistrals gagnants

با تو نشستن روي نيمكت، براي پنج دقيقه

و نگاه كردن به رهگذران، هر كه هستند

صحبت با تو درباره اوقات خوبي كه رفته اند يا باز خواهند گشت

فشردن انگشتان كوچكت در دست من

سپس غذا دادن به كبوتران احمق

فراري دادن آنها با پا (لگد)

و شنيدن خنده تو كه ديوارها را ميشكافد

 (خنده تو) كه ميدانيم چگونه جراحات مرا التيام ميبخشد.

كمي گفتن به تو، كه چگونه mino* بودم.

آن شيرينيهاي جالب كه از مغازه ميدزديديم

كه قونق سك و منتو (نام شيرينيها)، كارامل به اندازه يك فرانك

و آب نباتهاي جايزه دار


A r'marcher sous la pluie cinq minutes avec toi
Et regarder la vie tant qu'y en a

Te raconter la Terre en te bouffant des yeux
Te parler de ta mère un p'tit peu
Et sauter dans les flaques pour la faire râler
Bousiller nos godasses et s' marrer
Et entendre ton rire comme on entend la mer
S'arrêter, r'partir en arrière
Te raconter surtout les carambars d'antan et les cocos bohères
Et les vrais roudoudous qui nous coupaient les lèvres

Et nous niquaient les dents
Et les mistrals gagnants

دوباره قدم زدن در باران با تو، براي پنج دقيقه

و نگاه كردن به زندگي**، هر چقدر كه هست.

گفتن به تو از دنيا و مشتاقانه نگاه كردنت.

كمي صحبت با تو از مادرت

و پريدن در گودالها براي اينكه غرغر كند

گلي كردن كفشهايمان براي خنده

و شنيدن خنده ات، مانند شنيدن دريا

متوقف شدن و به عقب بازگشتن

 گفتن به تو از carambars گذشته و ***cocos bohères

و آب نباتهاي واقعي كه لبهايمان را ميبرند،

و دندانهايمان را خراب ميكنند.

و آب نباتهاي جايزه دار

 

A m'asseoir sur un banc cinq minutes avec toi
Et regarder le soleil qui s'en va
Te parler du bon temps qu'est mort et je m'en fou
Te dire que les méchants c'est pas nous
Que si moi je suis barge, ce n'est que de tes yeux
Car ils ont l'avantage d'être deux
Et entendre ton rire s'envoler aussi haut
Que s'envolent les cris des oiseaux
Te raconter enfin qu'il faut aimer la vie
Et l'aimer même si le temps est assassin
Et emporte avec lui les rires des enfants
Et les mistrals gagnants
Et les mistrals gagnants

نشستن روي نيمكتي با تو، براي پنج دقيقه

و نگاه كردن به رفتن خورشيد

صحبت با تو از اوقات خوبي كه رفته اند و برايم مهم نيست.

گفتن به تو كه ما بد نيستيم

(گفتن به تو) كه اگر ديوانه ام، بخاطر چشمان توست 

زيرا آنها مزيت تنها نبودن را دارند. (دوتا هستند)

و شنيدن خنده تو كه پرواز ميكند و بالا ميرود،

در حاليكه پرندگان گريه ميكنند.

در انتها گفتن به تو كه بايد يكي زندگي را دوست بدارد

و به آن عشق بورزد حتي اگر زمان قاتلي باشد

كه با خود خنده كودكان را ميبرد.

و آب نباتهاي جايزه دار

آب نباتهاي جايزه دار...

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

*يكي معني اين كلمه رو به من بگه!

**ظاهرا اينجا منظور از زندگي همون مردم هستند، مثل بند اول شعر

*** معني اين لغتها رو پيدا نكردم اما با توجه به متن احتمالا بايد اسم شيريني باشه. carambars شايد مخفف بار كارامل و  cocos هم شيريني نارگيلي باشه!

 

جدول احوالپرسي

 

تو پست سلام و احوالپرسی با كلمات و جملاتي كه واسه سلام و عليك روزانه لازمه آشنا شديد. حالا با حل اين جدول خودتونو يه محكي بزنيد ببينيد چقدر درسو گرفتيد .

 

افقي:

 

1- چه خبر؟

4- Ça ___ ?

7- À ___ prochaine.

8- شب بخير

12- Ça _________ ?

13- À ___________.

14- À ___________.

 

عمودي:

 

2- Rien de ________.

3- سلام!

5- À la __________.

6- روز بخیر

9- À _____ à l'heure..

10- Ça va ______.

11- _______ ci comme ça.

 

راهنماي حل جدول:

1-     اگه جواب چند كلمه اس، بين كلمه ها فاصله بذاريد.

2-     آكسانها و آپستروفها رو بيخيال بشيد.

 

جواب جدول رو ميتونيد اينجا ببينيد.

  

ميان ما

 

امشب ميرم سراغ ترانه «ميان ما» از خانم شيمن بادي (Chimène Badi)

 

دريافت ترانه Entre nous

 

 

Entre nous
C'est l'histoire
Qui commence au hasard
De nos yeux qui se cherchent
Entre nous

 

ميان ما

داستاني است

كه تصادفا شروع شده

چشمان ما جستجو ميكند

ميان ما

 

Entre nous,
De nos bras
C'est le temps qui donnera
Un premier rendez-vous
Entre nous

 

ميان ما

در آغوش ما

زمان به ما خواهد داد

اولين برخوردمان را

ميان ما

 

Entre nous, c'est le temps qui s'enfuit qui s'en fout
C'est la vie qui me prend dans son pouls
C'est le coeur qui avoue
Entre nous,
Entre nous,
C'est l'aveu qui nous brûle en dessous
De nos peaux que l'on frole, jaloux,
De nos moindres secondes sans nous

ميان ما، زمان است كه بي اعتنا ميگذرد

زندگي است كه در تلاطمش ما را ميبرد

تنها قلب است كه صحبت ميكند

ميان ما

ميان ما

حقيقت است كه از درون ميسوزد

نزديكي پوستمان رشك برانگيز است،

اوقات كوچك ما تلف ميشود

 

Entre nous,
C'est toujours
C'est le contraire
D'un jour
Un voyage sans détour
Entre nous

ميان ما

هميشگي است

نه فقط

يك روز

يك سفر سر راست

ميان ما

 

Entre nous
C'est le fort, la raison et le tord
C'est l'envie qui nous mord dans le cou

 

ميان ما

قويتر است، سبب و پيچش

اشتياق است كه گلو را ميفشارد.

...

 

سلام و احوالپرسي

 

Les Salutations

 

ياد گرفتن سلام و احوال پرسي با مردم يكي از قسمتهاي اصلي تو يادگيري هر زبونه. مهم نيست كه شما بخايد اين زبونو اصولي و كامل ياد بگيريد يا فقط بخايد تو سفر كارتون راه بيافته، در هر دو صورت بايد اين بخشو خوب ياد بگيريد. بيايد باهم نگاهي به موارد رايج تو زبون فرانسه بندازيم:

 

دريافت فايل صوتي Salutations

  

سلام

روز بخیر

صبح بخير

عصر بخير

Bonjour

شب بخير

Bonsoir

سلام

Salut

چطوريد؟

 (احترامي يا در حالت جمع)

Ça va ?

Comment ça va ?

Comment allez-vous ?

چطوري؟

(خودموني، مفرد)

Ça va ?

Comment ça va ?

Comment vas-tu ?

Ça roule ?

Ça bouge ?

خوب

خوبم

خوب نيستم

بد نيست

نه خوب نه بد

خوبم

Ça va

Ça va bien

Ça va mal

Pas mal

Comme ci, comme ça

Je vais bien

 

چه خبر؟

Quoi de neuf ?

خبري نيست

Rien de nouveau

چيزي زيادي نيست

Pas grand-chose

خداحافظ

Au revoir         

باي باي

Salut

بزودي ميبينمت

À bientôt

À tout à l'heure

تا فرصتي بعد

À la prochaine 

تا فردا

À demain

شب بخير

Bonne nuit

خدانگهدار

Adieu

 

Les Présentations

 

حالا بياييد ببينيم چطور بايد خودمونو معرفي كنيم. جاهاي خالي هر اسمي دوست داشتيد بذاريد :

 

دريافت تلفظ جملات

 

 

Comment vous appelez-vous ?

اسم شما چيست؟

Comment t'appelles-tu ?

اسمت چيه؟

 

 

Je m'appelle...

اسم من ...

 

 

Je vous présente...

ميخواهم ... را معرفي كنم.

Je te présente...

ميخام ... رو معرفي كنم.

 

 

Enchanté(e)

خوشوقتم

 

 

Voici...

ايشون ... هستند.

 

 

Il s'appelle...

اسمشون ... هست. (مذكر)

Elle s'appelle...

اسمشون ... هست. (مونث)

مروري بر سينماي فرانسه

 

قبل از جنگ جهانی اول صنعت فیلم فرانسه، از نظر نقطه نظر تجاری در دنیا حرف اول را میزد. پس از جنگ نیز کوشیده است این مقام را در حاشیه برای خود نگاه دارد. در هیچ کشوری چنین علاقه عظیمی به این رسانه به عنوان هنر وجود ندارد و در هیچ کجا به اندازه فرانسه، کلوپها و مطبوعات به تشریح و نقد فیلمها نمی پردازند. در این فضا سینما در زندگی روزمره مردم بسیار بیشتر از دیگر هنرها اهمیت دارد.

سینماگران فرانسه عقیده داشتند که سینما بر خلاف تئاتر که جمعی در آن به حرکات نمایشی میپردازند، باید مبتنی بر تاکید روی تصاویر و روند آنها باشد. آنها این ایده خود را در چند فیلم کوتاه عرضه کرده اند که از آن میان میتوان به فیلم مادام بودت خندان (
The Smiling Madame Beudet, 1923) اشاره کرد که نقدها و یاداشتهای زیادی درباره اش نوشته شده است.

 

 

مادام بودت خندان


این حرکت هنری، سوررئالیسم (فرا واقعیت گرایی) نام گرفت که بر اساس ارائه تصاویری غریب و خیالی بود و هرگونه واقع گرایی را متهم میکرد.


میان پرده (
Entr’acte 1924) به کارگردانی رنه کلیر(René Clair) فیلمی بود که با استفاده از تکنیکهای جلوه های ویژه آن زمان در سال 1924 ساخته شد و پیشرو این سبک هنری بود. فرناند لژر(Fernand Léger) نقاش، باله ماشینی (Le ballet mécanique 1924) و مارسل دوچامپ (Marcel Duchamp) سینمای بی رمق (Anemic Cinema, 1926) را میسازد.

 

 

René Clair


فیلمساز دیگری که آمال و آرزوهای تجربی خود را به صحنه تجاری کشاند، ابل گانس (Abel Gance) نام داشت. فیلم ناپلئون(Napoléon 1927) او در پنج ساعت ترکیباتی مختلف از تصاویری بود که در سه صحنه کنار هم نمایش داده میشد.


در این سالها فیلمسازانی از دیگر کشورها نیز بودند که کارهای مهمی در فرانسه ساختند ازجمله میتوان به کارل تئودور درایر(
Carl-Theodor Dreyer) کارگردان دانمارکی با فیلم مصائب ژاندارک (The Passion of Joan of Arc, 1928) و لوئیس بونوئل(Luis Bunuel) کارگردان اسپانیایی، با فیلم سگ اندلسی(An Andalusian Dog, 1929) اشاره کرد.

 

رئالیسم شاعرانه

 

در دهه 1930 سبک بارز دیگری نیز به نام رئالیسم شاعرانه(poetic realism) نیز در فرانسه بوجود آمد. این سبک به زیبایهای آنسوی زندگی واقعی روزانه که در آن اغلب مردم مشغول کشمکش های همیشگی با سرنوشت و جامعه خود هستند، میپرداخت.


از کارگردانان پیشرو این سبک میتوان به ژان ویگو (
Jean Vigo) با فیلم اتالانته (L’atalante 1934- نام قایق داخل فیلم) و مارسل کارن (Marcel Carné) با فیلمی همچون سپیده دم (Daybreak, 1939) اشاره کرد.

 


از با استعدادترین و پرکار ترین کارگردانان این دوره هم میتوان از ژان رنوار(
Jean Renoir) سازنده فیلمهایی چون فریب بزرگ (Grand Illusion, 1937) و قواعد بازی(Rules of the Game, 1939) نام برد.

 

موج نوی سینمای فرانسه

در دهه 1950 حرکت دیگری به رهبری منتقدین جوان در فرانسه شکل گرفت. این منتقدین از آنچه که به عنوان فیلمهای ادبی در فرانسه ساخته میشد، ناراضی بودند و به نظر آنان در اینگونه فیلمها، نقش فیلمنامه نویس بیشتر از کارگردان مشهود بود.


آنان معتقد بودند که تنها کارگردانان هالیودی مانند آلفرد هیچکاک به معنی واقعی سازنده فیلم هستند ، زیرا از آنجاییکه آنها خود نویسنده فیلمهایشان هستند، توانایی کاملی در به تصویر کشیدن آنها دارند.
انها عقيده داشتند صرف نظر از اينكه چه كساني اين فيلم ها را توليد، فيلمبرداري يا بازي كرده اند يا نوشته اند، علی رغم نوع استديو و مقدار پولي كه يك فيلم با آن ساخته مي شود، می بايست تداوم را در مجموعه فيلم هايي يافت كه تحت يك عنوان به يكديگر پيوسته اند: كارگردان.

در اواخر 1950 چند تن از این منتقدین اولین فیلمهایشان را کارگردانی کردند که منعکس کننده این نظریه آنان بود که به عنوان موج نوی فرانسه(
French nouvelle vague) از آن یاد میشود.

 


از پیشروان این نظریه میتوان از فرانسوا تروفو (
François Truffaut) با فیلم چهار صد ضربه (The 400 Blows, 1959) و ژان لوک گدار (Jean-Luc Godard) با اولین فیلم بلندش از نفس افتاده (Breathless, 1961) نام برد که این فیلم توانست قواعد عصيانگرانه موج نو را به بهترين شكل ممكن مجسم كند.

 

از دیگر منتقدین فرانسوی که بر اساس همین نظریه پا به عرصه کارگردانی نهادند، میتوان از ژاک ریوتی (Jacques Rivette)، اریک رومر (Eric Rohmer)، کلود چاربول (Claude Chabrol) نام برد، همچنین فیلمسازانی چون آلن رنه (Alain Resnais)،ژاک دمی (Jacques Demy) و اگنس واردا (Agnes Varda) نام برد.

 

موج نوی فرانسه باعث حیات دوباره سینمای این کشورگردید و باردیگر سینمای فرانسه را در راس سینمای فرهنگی جهان قرارداد. موج نو تمام فیلمسازان جوان سرکش را تحت تاثیر قرار داد و دنباله های آن به سایر کشورها از جمله چکسلواکی، ژاپن و برزیل نیز سرایت نمود.