پاریس در یک نگاه

 

پاریس پایتخت فرانسه است و به خاطر زیبایش به آن لقب عروس شهرها یا شهر روشنائیها را داده اند. مکانی برای لذت بردن از غذاهای خوب، هنرهای عالی و بناهای باشکوه. همچنین مکانیست برای نشستن و لذت بردن از زندگی در کافه های کنار خیابان.

 

برای صدها سال، هنرمندان و نویسندگان پاریس را ستوده اند و بسیاری از آنها برای زندگی به آنجا مهاجرت کرده اند. جهانگردان این شهر را میپسندند. پاریس مرکز مد و سلیقه است، همچنین مرکز صنعت، تجارت و بازرگانی فرانسه.

 

برج ایفل

 

 

برج ایفل شناخته شده ترین سمبل پاریس است که برای نمایشگاه بین المللی سال 1889، که یادمان صدمین سالگرد انقلاب فرانسه بود، ساخته شد.

ارتفاع این برج حدود 300 متر است و آسانسورها بازدیدکنندگان را به بالای برج میبرند. نام این برج از نام سازنده آن گوستاو ایفل (Gustave Eiffel) گرفته شده و در زمان خود بلند ترین بنای جهان محسوب میشد.

 

شهری روی رود سن

 

 

رود سن (Seine)

 

رود سن (Seine) از مرکز این شهر میگذرد و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم میکند. بیشتر مشاغل و فروشگاههای بزرگ در قسمت شمالی و دانشگاهها و ساختمانهای دولتی در نیمه جنوبی قرار دارند.

 

 

دانشگاه سوربون (Sorbonne) در محله کارتیه لاتن

 

دانشگاههای پاریس در منطقه ای به نام کارتیه لاتن (Quartier Latin) قرار دارند. دانشجویانیکه اغلب لاتین صحبت میکنن، این نام را به این منطقه داده اند.

 

 

قدیمی ترین نقطه پاریس ایل دلا سیته (Île de la Cité  - جزیره شهرجزیره ای میان رود سن میباشد. کلیسای جامع نوتردام (Notre Dame) روی این جزیره قرار دارد که ساخت آن از سال 1163 شروع شد.

 

ساختمانها و بناهای یادبودهای مشهور

 

مکانهای دیدنی زیادی در پاریس وجود دارد. مثلا شما میتوانید در شانزه لیزه (Champs-Élysées) قدم بزنید. این خیابان بلواری سه لاین، یکی از معروفترین خیابانهای دنیاست.

 

 

Arc de Triomphe

 

در انتهای شانزه لیزه، طاق نصرت (Arc de Triomphe) واقع شده. این بنای یادبود به مناسبت پیروزیهای ناپلئون اول (Napoleon I) امپراتور فرانسه ساخته شده است. در انتهای دیگر این خیابان نیز میدان کنکورد (Place de la Concorde) با فواره های و مجسمه های بلندش قرار گرفته است.

 

 

موزه لوور (Louvre)

 

لوور (Louvre) مکانی قدیمی در مرکز پاریس، یکی از موزه های بزرگ جهان است. تابلوی مونالیزا (Mona Lisa) اثر مشهور لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) در این موزه نگهداری میشود.

اگر به تابلوهای هنرمندان سبک امپرسیونیسم (impressionists) فرانسوی ، علاقمندید، بازدید از موزه اورسی (Musée d’Orsay) را از دست ندهید. این موزه قبلا ایستگاه راه اهن بوده است.

 

هنگام خستگی میتوانید در پارکهای دلپذیر پاریس استراحت کنید. بوستانهای توئیلری (Tuilerie) در شمال رود سن و باغهای لوگزامبورگ (Luxembourg) در جنوب رود سن قرار دارند.

 

فرانسه دریک نگاه

 

اسامی در زبان فرانسه (قسمت اول)

 

Les Noms

 

جنسیت

تو زبون فرانسه همه اسمها جنسیت دارن. یا مذکرن یا مونث. از اونجاییکه حروف تعریف، صفات و بعضی از فعلها تابع جنسیت اسم  هستند، مهمه که جنسیت اسامی رو بدونید. تشخیص جنسیت بعضی از اسامی آسونه مثل homme (مرد) و femme (زن) اما بعضیها هم اینطور نیستند. مثلا personne (شخص) همیشه مونثه، حتی اگه اون شخص مرد باشه .

 

بهترین روش واسه بخاطر سپردن جنسیت اسمها، یادگرفتن اونا با حروف تعریفشون هست. مثلا به جای اینکه کتاب و صندلی رو به صورت  livre و chaise حفظ کنید، اونا رو به صورت un livre و une chaise بخاطر بسپرید .

 

یه قوانینی واسه تعیین جنسیت اسمها هست اما همیشه استثنائاتی هم هستند. مثلا کشورها  و اسامی که به e ختم شدن، اغلب (نه همیشه) مونثند. گذشته از این یه الگوهایی هم هست که باهاش میتونید جنسیت اسمو حدس بزنید، اما همیشه به استثنائات توجه داشته باشید! چندتا الگوی رایج رو ببینید:

 

- کلماتی که به –age ختم شدن اغلب مذکرن. چندتا استثنا که اینطور نیستند و مونثن:

 

une page

صفحه

une nage

شنا

une cage

قفس

une plage

پلاژ، ساحل

une rage

دیوانگی

une image

تصویر

 

- کلماتی که به –eau ختم شدن اغلب مذکرن. چندتا استثنا که اینطور نیستند و مونثن:

 

l'eau 

آب

une peau

پوست

 

- کلماتی که به –èe ختم شدن اغلب مونثن. چندتا استثنا که اینطور نیستند و مذکرن:

 

un lycée

دبیرستان

un muse

موزه

 

- کلماتی که به –ion ختم شدن اغلب مونثن. چندتا استثنا که اینطور نیستند و مذکرن:

 

un lion

شیر

un scion

نهال - جوانه

un avion

هواپیما

un million

میلیون

un billion

بیلیون

un bastion

پایگاه، سنگر

 

- کلماتی که به –tè ختم شدن اغلب مونثن. چندتا استثنا که اینطور نیستند و مذکرن:

 

un comité

کمیته

un invite

بازدید کننده، مهمان

 

حروف تعریف

 

حروف تعریف معین

 

حروف تعریف معین قبل از یه اسم خاص میان، مثل the تو زبون انگلیسی:

 

Je vais à la banque

من در حال رفتن به بانک هستم

 

Voici le livre que j'ai lu

کتابی که خوانم اینجاست.

 

حروف تعریف معین در زبان فرانسه، چهار شکل هستند:

 

مفرد

جمع

مذکر

مونث

قبل از حرف صدادار یا h ساکن

le

la

l'

les

le garçon

la fille

l'ami, l'amie

les garçons

گارسون

دختر

دوست دختر و پسر

گارسونها

le père

la mère

l'homme, l'histoire

les filles

پدر

مادر

مرد، تاریخ

دخترها

 

حروف تعریف نامعین

 

حروف تعریف نامعین قبل از اسامی میان که اشاره به شخص یا چیز مشخصی نداره. مثل one, a, an تو زبون انگلیسی:

 

J'ai trouvé un livre

من یک کتاب پیدا کردم


Il veut une pomme

او یک سیب میخواهد.

 

J'ai acheté des pommes

من تعدادی سیب خریدم

 

Veux-tu des livres ?

تعدای کتاب مبخواهید؟

 

مفرد

جمع

مذکر

مونث

un

une

des

un garçon

une fille

des garçons

یک گارسون

یک دختر

تعدای گارسون

un ami

une amie

des filles

یک دوست پسر

یک دوست دختر

تعدای دختر

 

نکته ها:

- اگه به شغل یا مذهب کسی اشاره بشه معمولا حرف تعریف حذف میشه (آـره میدونم همیشه استثنا هم داریم!)

 

Je suis professeur

من یک معلم هستم

 

Il va être médecin

او میخواهد یک دکتر بشود

 

- تو جملات منفی حروف تعریف نامعین به de تبدیل میشن:

 

J'ai une pomme ==> Je n'ai pas de pommes.

من یک سیب دارم ==> من سیبی ندارم

 

فرانسه در یک نگاه

 

مقدمه

فرانسه بیش از هر کشور دیگری  در جذب توریستها موفق بوده است. جهانگردان برای دیدن مناظر باشکوه به فرانسه می آیند. البته اغلب آنان می آیند تا پاریس را ببیند، پایتخت فرانسه. پاریس شهر زیبایی است و به عنوان عروس شهر های جهان شناخته شده است.

برای قرنها فرانسه مرکز فرهنگ و هنر اروپا بوده است. بسیاری از هنرمندان و نویسندگان بزرگ در آنجا زیسته اند. مدها و غذاهای فرانسوی ستایش شده اند و نسخه های متعددی از آنها کپی شده است.

                    

نام

جمهوری فرانسه

پایتخت

پاریس

زبان رسمی

فرانسوی

جمعیت

61,100,000

شهرهای بزرگ

پاریس, مارسی, لیون, تولوز

وسعت

544,000 کیلومتر مربع

بلندترین نقطه

کوه سفید(Mont Blanc), 4810 متر

واحد پول

یورو

رتبه از نظر جمعیت درنیا

21

رتبه از نظر وسعت در دنیا

47

 

 

 

 

جغرافیای فرانسه

 

فرانسه بزرگترین کشور در اروپای غربی است. بیشتر این سرزمین در شمال هموار و تقریبا هم سطح دریاست. تپه ها نواحی مرکزی و جنوبی فرانسه را پوشانده اند و کوهستانهای بلند در نواحی مرزی قرار دارند. کوههای پیرنه (Pyrenees) این کشور را از اسپانیا، همسایه جنوب غربی، جدا کرده است و رشته کوههای آلپ نیز مرزهای فرانسه با ایتالیا و سوئیس در شرق را مشخص کرده است.

 

بیشتر فرانسه آب و هوایی معتدل دارد, گرچه رشته کوههای آلپ همیشه پر برف هستند و مشهورترین اسکی بازان جهان به آنجا میآیند. مرز جنوب شرقی فرانسه دریای مدیترانه است. به این حاشیه ساحلی ریوریا (Riviera) گفته میشود. آب و هوای گرم و خشک و مناظر زیبا، این خطه را به ییلاق زمستانی مشهوری تبدیل کرده است.

 

شراب و پنیر

 

تاکستانها و مزارع تولیدی لبنیات، محصولات مشهور فرانسه را تولید میکنند.

 

 

فرانسه یکی از بزرگترین تولید کنندگان شراب است. شهرها و مناطقی مانند بوردو (Bordeaux)، بورگاندی (Burgundy) و شامپاین (Champagne) از مهمترین نواحی پرورش انگور فرانسه هستند، که مشروباتی به نام خود تولید میکنند.

 

 

 

فرانسه همچنین بهترین تولید کننده پنیر دنیا است. کاممبرت (Camembert)، شوره (chèvre از شیر بز) و روکفورت (Roquefort) از جمله این پنیرها هستند.

 

کشور زنده

 

سه چهارم مردم فرانسه شهرنشین هستند. بنادری مثل مارسی (Marseille)، و شهرهای صنعتی مثل لیون (Lyon) و پاریس(Paris) از شهرهای معروف فرانسه هستند. حدود 10 میلیون نفر در روستاهای اطراف این شهرهای زنده و دوست داشتنی زندگی میکنند.

 

 

پاریس از دیرباز محل جذب هنرمندان بوده است. یک حرکت بزرگ هنری موسوم به امپرسیونیسم (impressionism) در اینجا شکل گرفته است.

 

 

لوور (Louvre) شناخته شده ترین موزه فرانسه، در پاریس است که مشهورترین تابلو جهان یعنی مونالیزا (Mona Lisa) اثر لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) در آن قرار دارد.

توریستها پاریس را بخاطر شب زنده داری، رستورانها و کافه های کنار پیاده رو دوست دارند و همیشه جمعیتی زیاد مشتاق دیدن بناهایی مانند نوتردام (Notre Dame)، کلیسای بزرگی با 700 سال قدمت و برج ایفل (Eiffel)، نماد شهر پاریس با نزدیک به 300 متر ارتفاع هستند.

 

تولد فرانسه

 

پاریس بیش از 2000 سال پیش بوجود آمد و تا سال 800 بعد از میلاد، شهر کوچکی بود. در آنزمان فرانسه قسمت غربی از امپراتوری بزرگی بود که قبیله فرانکها (Frank) آن را ساخته بودند. بزرگترین پادشاه فرانسه شارلمانی (چارلز بزرگ - Charlemagne) بود که بین سالهای 768 تا 814 فرمانروایی میکرد. بعد از مرگ او سه پسر بزرگش امپراتوری را تقسیم کردند و قسمت غربی نهایتا فرانسه نام گرفت.

 

 

برای چهار قرن، پادشاهان فرانسه قدرتهای کوچکی بودند. طی یک نبرد با انگلستان به نام جنگ صد ساله که از 1337 تا 1453 طول کشید، فرانسه متحد شد و بعد از جنگ پادشاهی فرانسه رشد کرد. اوج این قدرت در سالهای 1643 تا 1715، زمان فرمانروایی  لوئی چهاردهم (Louis XIV) بود که به شاه خورشید معروف بود، زیرا او خورشید را به عنوان سمبل خود انتخاب کرده بود. او بناهای عظیم سلطنتی در ورسای (Versailles)، کمی خارج از پاریس را ساخت و باعث شد که بیشتر اروپاییها به پاریس به عنوان مرکز فرهنگ، هنر و تفریح نگاه کنند.

 

انقلاب فرانسه

 

این پایان کار نبود. شاه و اعضای بارگاهش، با جلال و شکوه و زرق و برق فراوان زندگی میکردند در حالیکه مردم فرانسه بشدت فقیر بودند. آنها شکوه جلال شاه را دور ریختند و به دنبال آزادی و برابری دست به شورش و انقلاب زدند که در سال 17۸9 به نتیجه رسید.

 

 

بعد از انقلاب یک رهبر نظامی به نام ناپلئون (Napoleon) قدرت را در دست گرفت و ارتش فرانسه را برای فتح اروپا بسیج کرد، اما بریتانیا و روسیه با هم  متحد شدند و او را شکست دادند.

 

فرانسه امروز

 

فرانسه همچنان قوی و زنده باقی ماند. این کشور یکی از مهمترین کشورهای سازمان ملل است و در اتحادیه اروپا قدرت برجسته ای دارد. توریستها از دیدن پاریس و مکانهای دیگر فرانسه خسته نمیشوند و همه ساله مردم بیشتری برای بازدید و زندگی به فرانسه میروند.

 

پاریس در یک نگاه

شهر مارسی

شهر لیون

 

بیائید فرانسه صحبت کنیم (قسمت اول)

 

دريافت تلفظ مكالمه

ملاقات در قطار

Rencontre dans un train

 

 

Sophie et Claudia sont dans le TGV de Bretagne à Paris. Une jeune fille blonde entre dans le compartiment.

سوفي و كلوديا تو ت ژ و)قطار سريع السير) بوقتانی به پاريس هستند. يه دختر جون بلوند وارد كوپه ميشه.

 

Mary: Excusez-moi. Est-ce que ce train va à Paris ?

 

ببخشيد. آيا اين ترن به پاريس ميره؟

 

Sophie: Oui. C'est le TGV 345.

 

بله. اين ت ژ و ۳۴۵ هست.

 

Mary: Merci beaucoup. Je suis anglaise et je ne parle pas très bien français ; je ne veux pas prendre le mauvais train !

 

خيلي ممنونم. من انگليسي هستم و فرانسه خوب حرف نميزنم. نميخام قطار اشتباهي بگيرم (سوارشم)!

 

Sophie: Bien sûr, je comprends… Comment t'appelles-tu ?

 

البته، من متوجه ام... اسمت چيه؟

 

Mary: Je m'appelle Mary. Et vous ?

 

اسم من مريه. و شما؟

 

Sophie: Moi, c'est Sophie. Et voici mon amie Claudia ; elle est italienne.

 

من سوفي هستم. و اين دوستم كلودياس، اون ايتالياييه.

 

Mary: Enchantée !

 

خوشوقتم!

 

Claudia: Moi aussi ! Est-ce que tu viens souvent en France ?

 

منم هينطور! آيا تو اغلب به فرانسه مياي؟

 

Mary: Non, pas très souvent. Et vous ? Est-ce que vous allez souvent en France ?

 

نه، هميشه. و شما؟ آيا شما اغلب به فرانسه ميريد؟

 

Claudia: Ah ! S'il te plaît ! Tu peux me tutoyer, et Sophie aussi ! Oui, en fait, j'habite avec Sophie à Paris.

 

آه! خواهش ميكنم! ميتوني منو تو صدا كني، همچنين سوفيا رو! بله، در حقيقت، من با سوفيا تو پاريس زندگي ميكنم.

 

Mary: Où est-ce que vous habitez ?

 

شما كجا زندگي ميكنيد؟

 

Sophie: Nous habitons rue du bois de Boulogne, à côté de l'Université.

 

ما تو قو دابودا بلونيه زندگي ميكنيم، كنار دانشگاه.

 

Mary: Ah, formidable ! Moi aussi je vais étudier à Paris. C'est un programme spécial : je passe six mois en France, et six mois en Angleterre…

 

آه، عاليه! من هم ميرم پاريس درس بخونم. اون يه برنامه مخصوصه: من شش ماه تو فرانسه ميگذرونم، و شش ماه تو انگلستان...

 

Claudia: Et qu'est-ce que tu étudies ?

 

و تو چي ميخوني؟

 

Mary: J'apprends le français ! Je veux être professeur.

 

من دارم فرانسه ياد ميگيرم! من ميخام يه معلم بشم.

 

Sophie: Et où est-ce que tu vas étudier ?

 

و كجا ميخاي درس بخوني؟

 

Mary: A l'Université Dauphine.

 

دانشگاه دوفينا.

 

 

L’Université Paris Dauphine

 

Sophie: C'est incroyable ! Nous aussi ! Tu es en première année ?

 

باور نكردنيه! ما هم همينطور! تو سال اولي هستي؟

 

Mary: Oui, vous aussi ?

 

بله، شما هم؟

 

Sophie: Oui ! Nous allons être dans la même Université ! Quelle coïncidence !

 

بله! ما به همون دانشگاه ميريم! چه تصادفي!

 

 

تلفظ در زبان فرانسوي

 

حروف ساكني كه تلفظ نميشن و يا حروفي كه تو موقعيتهاي مختلف تلفظهاي متفاوت دارن و بي نهايت استثنا براي هر روش، يادگيري تلفظ زبون فرانسه رو براي اغلب مردم بسيار مشكل ميكنه .

تو اين پست سعي ميكنم اصول تلفظ هر حرف رو براتون بنويسم. اما انتظار نداشته باشيد با خوندن همين پست استاد تلفظ اين زبون بشيد، اين پست تنها ميتونه يه نقطه شروع مناسب باشه .

 

حروف

تلفظ

مثال

A

a

quatre, un ami

ai

ay

le lait, frais

au

o

chaud, mauvais

 

 

 

B

b

bonbons, bas

 

 

 

C

k

café, sucre

ce,ci,cy

s

ceinture, nièce

ç

s

ça va, caleçon

ch

sh

chapeau, anchois

 

 

 

D

d

la douane, mardi

dj

j

Djinn

 

 

 

E, eu

eu

le, un feu

é

ay

été, génial

è, ê, ei

eh

exprès, une tête

eau

o

beau, l'eau

 

 

 

F

f

février, neuf

 

 

 

G

g

gants, une bague

ge,gy,gi

zh

il gèle, aubergine

gn

n

Espagnol

 

 

 

H

 

hiver, un hôpital

 

 

 

I, ï, î

ee

dix, un lit

 

 

 

J

zh

le jambon, déjeuner

 

 

 

K

k

un kiosque, le ski

 

 

 

L

l

fleurs, mille

 

 

 

M

m

Madame, comment

 

(n)

Le parfum, embouteillage

 

 

 

N

n

neuf, noir

 

(n)

un, le pain

 

 

 

O

o

le dos, rose

oi

wa

boire, trois

ou

u

douze, nous

 

 

 

P

p

un père, la soupe

ph

f

une pharmacie, téléphoner

 

 

 

Q

k

quinze, la banque

 

 

 

R

gh

rouge, une ceinture

 

 

 

S

s

le sucre, un poisson

sc

sk

les escargots

 

s

les sciences

 

 

 

T

t

la tarte, latomate

th

t

le thé, le théâtre

ti

s

attention

 

 

 

U

u

tu, une jupe

ue

weh

saluer, la Suisse

ui

wee

une nuit, fruit

 

 

 

V

v

vert, un avion

 

 

 

W

v

un wagon

 

 

 

X

ks

exprimer, taxe

 

gz

le xérès, un exemplaire

 

 

 

Y

y

le yaourt, les yeux

 

 

 

Z

z

la zone, la zizanie

 

تلفظ  نرم افزاری!

 استفاده از نرم افزارهاي سخنگو كمك بسيار خوبي براي فراگيري تلفظ هست. برنامه Text Aload يكي از اين برنامه هاست. پيشنهاد ميكنم يه سر به سايت رسميش بزنيد و  آخرين نسخه اين برنامه رو از اينجا  دانلود كنيد، بعد بريد به اين صفحه و زبون فرانسوي رو هم بگيريد و بهش اضافه كنيد .

 

 

حالا هرجا كه لغت، جمله يا متني ديديد كه تلفظش براتون مشكل بود، به خورد اين برنامه بديد و تلفظشو گوش كنيد . آیا بازم با تلفظ زبان فرانسه مشکلی دارید؟!

  

خوشگل محله

 

 

از ماجراهاي جنجالي كارلا برونی (carla bruni) خواننده و مانكن ایتالیایی اما فرانسوی زبان، با نیكولاس ساركوزی (Nicolas Sarkozy) رئیس جمهور فرانسه اطلاعات زيادي ندارم ، فقط به سفارش وحيده عزيز اين ترانه رو گوش كردم و با خودم گفتم احتمالا ساركوزی هم خام اين حرفا شده ديگه .

ترانه
Le plus beau du quartier رو از اينجا دانلود كنيد .

 

 

Regardez-moi
Je suis le plus beau du quartier
J'suis l'bien aimé
Dès qu'on me voit
On se sent tout comme envouté
Comme charmé, hum
Lorsque j'arrive
Les femmes elles me frôlent de leurs
Regards penchés
Bien malgré moi, hé
Je suis le plus beau du quartier, hum, hum, hum

 

به من نگاه كن

من خوشگلترين فرد محله ام

من دوست داشتنيم

از لحظه اي كه منو ميبينن

احساس همه مثل افسونه

مثل جادو شده ها

وقتي ميرسم،

زناشون از من دورشون ميكنن

نگاهشونو منحرف ميكنن

درست برعكس من

خوشگلترين فرد محله ام

 

Est-ce mon visage
Ma peau si finement grainée
Mon air suave
Est-ce mon allure
Est-ce la grâce anglo-saxonne
De ma cambrure
Est-ce mon sourire
Ou bien l'élégance distinguée
De mes cachemires
Quoi qu'il en soit
C'est moi le plus beau du quartier, hum, mais

 

اين چهره منه

پوستم خوب تراشيده شده

حالتم شيرينه

اين راه رفتن منه

به قشنگيه انگليسياس،

روي پاهام.

اين خنده منه

يا ظرافتي متفاوته،

شال كشميري من

به هرحال

من خوشگلترين فرد محله ام، اما

 

Mais prenez garde à ma beauté
A mon exquise ambiguïté
Je suis le roi
Du désirable
Et je suis l'indéshabillable
Observez-moi, hum, hum, hum
Observez-moi de haut en bas
Vous n'en verrez pas deux comme ça
J'suis l'favori
Le bel ami
De toutes ces dames
Et d'leurs maris
Regardez-moi

 

اما حواست به زيبايي من باشه

با جذابيت مرموز

من پادشاه،

دوست داشتنيها هستم.

من indéshabillable* هستم

به من نگاه كن

به سر تا پاي من نگاه كن

لنگه انو هيچوقت نخواهي ديد

من محبوبم

دوست خوب

همه اين خانوما

و شوهراشون

به من نگاه ميكنن

 

Regardez-moi, hum, hum
Je suis le plus beau du quartier
J'suis l'préféré
Mes belles victimes
Voudraient se pendre à mes lacets
Ca les abîme
Les bons messieurs, eux
Voudraient tellement m'déshabiller
Ca les obstine
Bien malgré moi, oui bien malgré moi
Je suis le plus beau du quartier, mais

 

به من نگاه كن،

من خوشگلترين فرد محله ام،

من محبوبم

قربانيان خوبم

ميخوان با بند كفشم خودشونو دار بزنن

اين اونا رو از بين ميبره

آقايون خوب، اونا

خيلي دوست دارن لختم كنن

اين اونارو خيره سر ميكنه

درست برعكس من، آره درست برعكس من

من خوشگلترين فرد محله ام،

 

Mais prenez garde à ma beauté
A mon exquise ambiguïté
Je suis le roi
Du désirable
Et je suis l'indéshabillable
Observez-moi, hum, hum, hum
Observez-moi de haut en bas
Vous n'en verrez pas deux comme ça
J'suis l'favori
Le p'tit chéri
De toutes ces dames
Et d'leurs maris
Aussi, oui

 

اما حواست به زيبايي من باشه،

با جذابيت مرموز

من پادشاه،

دوست داشتنيها هستم

من indéshabillable هستم

به من نگاه كن

به سر تا پاي من نگاه كن

لنگه اونو هيچوقت نخواهي ديد

من محبوبم

كمي مورد علاقه،

اين خانوما

و شوهراشون

هميچنين. آره...

_______________________

* معني اين كلمه رو پيدا نكردم.